أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

670

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

است كه تمام بنى نوع انسان را - كه در ربع مسكونند - به يك‌صد كرور تخمين كرده‌اند ، از آن جمله سى و پنج كرور را در چين مظنّه كرده‌اند و مابقى را در تمام عالم ، و سلاطين آن مملكت از اولاد چنگيز خانند ! و تا حال اوضاع چنگيزى در آنجا رواج دارد ، و لكن از سفك دماء به غايت احتراز مىكنند ، و اغلب مردم بت‌پرست‌اند و باقى شافعى مذهبند ؟ ! و از ساير فرق اسلام نيز شاذ و نادرى در آن مىباشند ، و به سبب كثرت مردم و بسيارى عمارات زمين به جهت كشت و زراعت كم است ، و لهذا در باب مأكولات محتاج به خارجند . و در كتاب بعضى از سفيران روشن ضمير كه به آن ملك رفته بود و در اوضاع آن تاليف كرده است مرقوم است كه چون از جهاز فرود آمديم و بر كشتى سوار شده در آب شيرين - كه به مثابهء شطّى است و به دار السلطنه اتّصال دارد - روانه شديم بعد از انقضاى سه ماه و كسرى به آنجا رسيديم ، و در اين عرض مدّت روزى سه چهار سواد اعظم به‌نظر مىآمد كه از ديدن هريك به سبب وسعت و آبادى و شكوه آن گمان مىشد كه آن پايتخت اين مملكت باشد . و همهء مردم آنجا ارباب حرف و صنايع عجيبه و نفيسه‌اند ، از اطراف عالم غلّه به آنجا مىبرند و در عوض آن اقمشه و امتعه مىآورند ، و به سبب كمى آذوقه مردم بىبضاعت به يك دو فرزند اكتفا مىنمايند و مابقى « 1 » آنچه شود در دريا غرق مىكنند ، و مىگويند كه تمام عالم كور و نابينايند ، و طايفهء فرنگان را يك چشم است ! و آنچه از مردم آن به نظر رسيده است اغلب كوچك چشم و بدصورتند ، و شنيده‌ام كه در اصل ولايت ايشان ؛ حسن در طايفه نسوان بسيار است .

--> ( 1 ) و زيادتر : « ب » .